محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

18

تحفه خانى ( فارسى )

[ 6 ] مقاله در بيان « اسنان انسان » كه مراد به آن اعمار و مدت حيوة اوست و اين بر چهار جنس است يكى سن نمو كه او را سن حداثت نيز نامند و او قريب سى سال است و ديگرش وقوف است كه قريب بسى و پنج سال است و نهايتش چهل سال است اگر رطوبت غريزى شده باشد و اقوى كه مركب حرارت غريزى است در خلقت و او را سن شباب نيز مىنامند تا آخر عمر و بر ضمير خبير ازين فن پوشيده نگردد كه متناهى در سن نمو تا زمان نقصان نمو مسماست بشباب و از ابتداء طفوليت تا ابتداى سن حداثت مسماست بصبى و حق درين مقام اينست كه فرقست ميان حرارت صبى و شاب زيرا كه محل و مركب حرارت كه رطوبت است در صبى ارطب و الين است و در شاب امد ( احر ) و ايبس و حرارت واحده باعتبار محلين مختلف مىشود زيرا كه آتش را احراق در هيزم خشك و تاثير بيش است از هيزم تر و حرارت صبى الين قائم به رطوبت كثرت الين است از حرارت قديم به رطوبت ضعيفه پس حرارت صبى الين و اضعف از حرارت شاب باشد زيرا كه انسان از اوّل شروع در سن ارطبست در مزاج اصلى خود و اسنانش دراز و زياده مىشود بواسطهء تاثير حرارتش در رطوبت كه تمامى حرارت غريزيست « 1 » از فنا تا انتهائى سن نمو كه بعد از آن سن وقوف است حرارت را بواسطه شدت در آن اوان در رطوبت غريزى نقصانى نيست و پس وقوف كه منتهى مىشود روز به روز در رطوبت غريزى كه مركب حرارت غريزيست نقصانى مىشود و بعد از نقصان از رطوبت نقصان در حرارت مىشود و در خارج مثالش فنائى « 2 » روغن است كه به او نار قائم است و شكى نيست كه فنائى روغن

--> ( 1 ) ن - نقصانى مىشود 12 ( 2 ) ن - فتيله